السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
60
سيره معصومان ( فارسي )
ابن تيمية گفته است : هر كس كه اندك اطلاعاتى در حديث داشته باشد به جعلى بودن آن پى مىبرد ! ما نيز مىگوييم هر كس كه اندك اطلاعاتى داشته باشد درمىيابد كه قدح و طعن ابن تيمية ، به هيچ دليل و مدركى مستند نيست و تنها به خاطر دشمنى با على و اهل بيت آن حضرت انجام مىگيرد . پيش از اين سند اين حديث را در روايت طبرى ، چه در تاريخ و چه در تفسير او ، و نيز در روايت تفسير ثعلبى خوانديد و ديديد كسى به نام ابو مريم در سلسلهء سند اين حديث وجود نداشت ! حال بر فرض صحت سخن ابن تيمية در مورد روايت بغوى كه نام ابو مريم در سلسلهء سند اين حديث به چشم مىخورد و بر فرض آن كه ابو مريم هم راوى ضعيفى باشد ، مىپرسيم كه اگر حديثى به چند طريق نقل شده باشد و برخى از اين طرق ضعيف باشند به طورى كه بتوان در سند آنها خدشه كرد ، آيا اگر اين روايت ضعيف توسط برخى روايات صحيح ديگر تقويت شود بازهم مىتوان علتى براى خدشه در روايات صحيح پيدا كرد ؟ اين نكتهاى است كه هر كس كه اندك اطلاعاتى دربارهء علم حديث داشته باشد ، آن را مىداند . برخى از دانشمندان مشهور و محدثان ثقهء شيعه نيز همين روايت را نقل كردهاند . محمد بن على بن حسين بن بابويه قمى گويد : حديث كرد ما را محمد بن ابراهيم بن اسحاق طالقانى ، حديث كرد ما را عبد العزيز ، حديث كرد ما را مغيرة بن محمد ، حديث كرد ما را ابراهيم بن محمد بن عبد الرحمن ازدى ، حديث كرد ما را قيس بن ربيع و شريك بن عبد اللّه از اعمش از منهال بن عمرو از عبد اللّه بن حارث بن نوفل از على بن ابى طالب ( ع ) كه گفت : چون آيهء « وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَك الْأَقْرَبِين » نازل شد ، رسول خدا ( ص ) بنى عبد المطلب را كه در آن هنگام چهل نفر يا يكى كمتر و يا زيادتر بودند ، فرا خواند و فرمود : كدامين شما برادر و وارث و وزير و وصى و جانشين من در شما مىشود ؟ آن حضرت اين سخن را به يكايك آنها عرضه داشت اما هيچ كدام پاسخ ندادند تا آن كه آن حضرت به على رسيد . او پاسخ داد : من اى رسول خدا ! آنگاه پيغمبر فرمود : اى بنى عبد المطلب ! اين ( على ) برادر و وارث و وزير و جانشين من در بين شماست . حاضران در حالى كه به يكديگر مىخنديدند ، به ابو طالب مىگفتند : « محمد تو را دستور داد كه سخن پسرت را بشنوى و از او فرمان برى » برخاستند . همچنين شيخ ابو جعفر محمد بن حسن طوسى در كتاب المجالس نويسد : حديث كردند ما را گروهى از ابو المفضل حديث كرد ما را ابو جعفر طبرى ( سال 308 ) ، حديث كرد ما را محمد بن حميد رازى ، حديث كرد ما را سلمة بن فضل ابرش ، حديث كرد مرا محمد بن اسحاق بن عبد الغفار گفت ابو الفضل ، حديث كرد ما را محمد بن محمد بن سليمان باغندى ، حديث كرد ما را محمد بن صباح جرحلوى ، حديث كرد ما را سلمة بن صالح جعفى از سليمان اعمش و ابو مريم همه از منهال بن